جغرافیای شهری و نقش دولتها

امروزه نقش دولتها در فضاسازی جغرافیایی- که قبلاً در مطالعات جغرافیایی فراموش شده بود از عوامل تعیین کننده در مطالعات جغرافیای شهری محسوب می‌گردد. آنچه در زیر می‌آید مهمترین نظریه‌هایی است که جغرافیدانان در تحلیل های جغرافیایی از نقش دولتها به کار می‌گیرند:
  
   1-دولتها به عنوان تأمین کننده خدمات و کالا: در این نظریه نقش دولتها در تهیه خدمات و کالاهای عمومی که مورد نیاز مردم است و توزیع مطلوب و عادلانه آنها، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در نظریه فوق تهیه کالا و خدمات جهت اکثریت مردم، از اهداف اصلی دولتها به شمار می‌رود.
   2-دولتها به عنوان مکانیسم تنظیم کننده: در این نظریه دولتها با مداخله خود در بخش بازار خصوصی، نظام آن را تضمین می‌کنند تا بهترین امکانات، جهت تخصیص منابع به این بازار فراهم شود و شرایط متعادل و متوازنی در جامعه به وجود آید و تحت این شرایط، اشتغال زیاد شود و تورم به حداقل ممکن برسد. از طرفی، حاکمیت اقتصاد بازار آزاد تثبیت گردد.
   3-دولتها به عنوان مهندسین اجتماعی: در این طرز تفکر، دولتها وظیفه دارند که استانداردهای ویژه زندگی را برای اکثریت مردم، معلولین، سالمندان، خانواده‌های بی‌سرپرست و خانواده‌های فقیر تأمین کنند تا هیچ فرد و خانواده‌ای در پایین مرز این استانداردها زندگی نکند.
   4-نقش قضایی دولتها: در این نظریه، دولتها در جدال و رقابت میان گروه‌های ذی‌نفع جامعه، به عنوان قاضی وارد عمل شوند. برابر این نظریه‌ دولتها با اختیارات تام به عنوان یک قاضی بی‌طرف عمل می‌کنند و در برخورد میان گروه‌های جامعه، منافع همه گروه‌ها در نهایت حق و عدالت را در نظر می‌گیرند. اما گاهی ممکن است که به صورت انحصاری، منافع اقلیتی را در جامعه تأمین کنند.
   5-دولتها به عنوان حامی تجارت‌های بزرگ: در این نگرش، برخی از دولتها، همه تصمیمات سطح بالا و قوانین قضایی را در جهت حفظ منافع تجارت‌های بزرگ و سرمایه‌های عمده به کار می‌گیرند؛ به عبارت دیگر بین سرمایه‌های کلان و سازمان‌ها و نهاد‌های دولتی، همواره یک نوع وابستگی به وجود می‌آید تا پایگاه اجتماعی- اقتصادی و سیستم سیاسی کشور تثبیت گردد.
   6-نگرش ساخت‌گرایی به نقش دولتها: در این نگرش، کارکردهای دولتها به وسیله ساخت اجتماعی و سیستم حکومتی تعیین می‌شود نه به وسیله عده معدودی از افراد به نام دولت.
  
   از گفته‌های بالا می‌توان چنین نتیجه گرفت که دولتها هر یک از نقش‌های فوق را بپذریند - در تقسیم کار، امر وابستگی، مورفولوژی شهری، ساخت شهرها، اکولوژی اجتماعی شهرها، کیفیت زندگی مردم شهری، میزان دسترسی مردم به خدمات عمومی مثل بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها، پارک‌ها،مدارس، دانشگاه‌ها، کتابخانه‌های عمومی و بالاخره امر اشتغال- فضای شهری خاص خود را می‌آفریند.
/ 0 نظر / 33 بازدید