نقش نور در زیبا سازی فضاهای شهری

بشر را از دوران ماقبل تاریخ تا کنون همواره سعی کرده است تا نور را به تاریکی بیاورد و شب را همچون روز روشن گرداند.بعدها بشر در این زمینه از تکنولوژی بهره گرفت و با دستیابی به نور حاصله از الکتریسیته ، امکانات نامحدود بسیاری پدید آورد.«موتوکوایسهی» یکی از طراحان موفق اهل توکیو ، عقیده دارد : « نور همیشه زیباست ، اما روشنایی در عین زیبایی میتواند زشت هم باشد.» برای مثال به عقیده بعضی افراد ، نورپردازی بناهای تاریخی ، نه تنها باعث زیبایی بیشتر آنها نمیشود ، بلکه سبب لکه دار شدن محدوده و حیطه هنر معماری نیز می شود.

هاینررش کرامر» یکی از طراحان مروف نور ، اهل کلن ، نیز به شدت به این موضوع اعتراض دارد.وی عقیده دارد: « نباید بناهای تاریخی را با نورپردازی مزین کرد ؛ چرا که به هنر معماری خدشه وارد میشود.در واقع باید همواره این موضوع را مد نظر قرار داد که چینش شهری ، با نور و روشنایی شهری تفاوت عمده و فاحشی دارد».


 

به کارگیری نور در شهر ، اگر با آگاهی و درک لازم همراه نباشد ، هرگز نتیجه بخش نخواهد بود.برای رسیدن به آگاهی لازم و مناسب ، باید بین کارشناسان ، مهندسان ، طراحان و سازندگان سیستمهای نوری اتفاق نظر وجود داشته باشد و هماهنگی لازم بوجود آید ؛ چراکه سازندگان این سیستمها ، معمولا ، چهارچوب تکنیکی را نادیده می گیرند.اولین سیستم نوری بکار رفته در شهر ، به عنوان اولین آذین بندی ، همان نور بکار رفته در سطح شهرها و پارکها از طریق چراغهای روشنایی است.


 

چنانچه پیشتر بیان کردیم ، بشر از دیرباز و عصر حجر به فکر روشن کردن شبهای تاریک بوده است.انسانهای اولیه با کندن دیواره غارها ، سعی در انتقال نور روز به داخل غارهای تاریک داشتند.به گفته مسئولان «آکسفورد کامپاین آوگاردنز» ، « نقوش و حکاکی  روی سنگها و دیواره غارها ، در عصر حجر در حدود 20 هزار سال پیش ، گویای توجه و علاقه بشری به سوسوی نور بوده است».


 

دوره ی باروک همواره یادآور به کاگیری نور و رنگهای سحرآمیز در داستانها و افسانه های آن زمان است.چنانچه تاثیر این سبک از نظر لطافت و خیال انگیزی ، در بوستانها و گردشگاه های آن دوره نیز مشهود بوده است.اما تسلط چراغهای روشنایی این مکانها ، فرم اشرافی و دلپذیر آن را از دست داده است.برای مثال انعکاس انبوه چراغهای کنار رودخانه راین ؛ چنین به نظر می رسد که این رودخانه در میان شعله های آش است و این از حالت خیال انگیزی و اشرافی راین می کاهد.
در آلمان نیز ، نازیها اولین گروه و افرادی بودند که اهمیت نور را درک کردند و محو اثر محسور کننده و اعجاب برانگیز آن شدند.آنها نور را برای تبلیغ آیین خود به خدمت گرفتند و در واقع از آن در جهت اهداف خود ، استفاده کردند.


 

سوالی که همواره مطرح است ، این است که چرا برای بسیاری از ما تا به امروز غیر ممکن بوده است با تاریکی شب کنار بیاییم و همواره تلاش ما بر این بوده است با تاریکی مبارزه کنیم و همه جا را روشن گردانیم.اما بشر هنوز قادر نیست آنطور که دلخواه اوست ، نور را به محیط های باز و نامحدود انتقال دهد ؛ چراکه تنها با نظری به مشکلات موجود در این امر ، در می یابیم که به کار گیری تجهیزات کامل نوری ، در فضاهای نامحدود و باز امری است پرهزینه و تا حدودی غیر ممکن.چنین فضاهایی از بالا تا آسمان و از اطراف تا فرسنگها ادامه دارند و به اصطلاح انگلیسی ها  Open  spaceیا  فضای باز را در ذهن تداعی می کنند.این فضاها زنده هستند و از نور طبیعی بهره می گیرند.باد ، فصلها و رشد درختان ، موانع پرقدرتی در مقابل سیستمهای نوری آنها به شمار می روند.از دیگر مشکلات روشن کردن این فضاها ، مسائل اقتصادی و هزینه بسیار بالا است ؛ چراکه سرمایه گذاری در این امر به هیچ وجه مقرون به صرفه نیست و این یکی از دلایل مهم عدم توجه سرمایه گذاران ، به این مناطق است.از جمله این فضاهای باز و نامحدود ، جاده های بین شهری است که به ندرت در تمام طول مسیر ، از نور و روشنایی بهره می برند.اما همین جاده در مکانهایی که به فضای بسته مثل تونلها متصل می شود ، حتما باید به تجهیزات نوری مجهز شود.طراحانی چون «یوتاکرر» و «پتراماگر» طی تحقیقاتشان در تونل هامبورگ ، نظریات ظریف و جالب توجهی در زمینه نور ارائه کردند:


 

«نور حدس و گمان و فرضیه هر بیننده ای را به حقیقت بدل می کند.نور همه چیز را عینی و قابل روئیت می کند ، بدون اینکه خود قابل روئیت و عینی باشد و یا حتی فرم و شکل خاصی داشته باشد.در مقابل نور و روشنایی ، تاریکی و سایه ها قرار دارند ؛ اما ایندو بدون یکدیگر قابل روئیت نیستند.فرم عینی و قابل روئیت یک مکان  فقط به نسبت نور مشخص نمی شود ، بلکه به فضای اطراف آن نیز بستگی دارد».

در طول دهه ی گذشته ، عناصر سازنده شهری ، رشد چشمگیری داشته اند.اکنون نیز طراحان فراوانی وجود دارند که طرحهای اولیه بسیاری در زمینه ی عناصر سازنده شهری ارائه می دهند.موج این طرح های سازنده ایجاد تورم کرده است و طبعا هر یک از این طرح ها مدعی اند که بهترین راه حل هستند.برخی از این طرح ها در موارد مختلف با یکدیگر تفاوت دارند و در بعضی موارد با یکدیگر یکسان و منطبق هستند. آنچه در سطح کلانشهر ها کاملا مشهود است ، چیدن فضای شهری با وسایل کم و بیش بی فایده ای است که در جای جای فضای شهری قرار دارند.برای مثال چراغهای روشنایی خیابانها و بوستانها ، که باعث اشغال بخشی از این فضاها در روز است.در تاریکی ممئنا و قطعا اهمیت آنها در راس قضیه قرار دارد ودر شب نقش آنها پر رنگتر می شود «ویلیوم فلوسر» در این رابطه می گوید :


 

«چراغهای روشنایی خیابانها و بوستانها در طول شب واقعا مجلل و با شکوهند ؛ چراکه بر تاریکی شب غلبه می کنند.اما با فرا سیدن روز ، آنها این شکوه را از دست می دهند ، چون این بار آنچف باعث روشنایی محیط می شود ، نور روز است».


 

صنعت نیز از این قافله جا نمانده است و سعی کرده با ارائه یک سیستم نوری ثابت و مناسب در شمار طراحان شهری قرار گیرد.در صنعتی کردن نور ، نور شدید و ملایم ، تنوع رنگ و تراکم نور وجود دارد.نور به رنگهای مختلف مثل زرد ، سبز یا بنفش عرضه می شود.رنگ نور و جهت تابش آن به اجسام روح  ، شکل و فرم می دهد.و تنها در شب می توان چنین هماهنگی بین نور و رنگ را به نمایش درآورد.طراحان غالبا افرادی دقیق و ظریف نگر هستند و با دقت نظر بیشتری به اطراف خود می نگرند و با بهره گیری از طبیعت و الهام از آن همچون عناصری مانند باد،آب،خاک و... میتوان به رنگ و نور مناسبتری دست یافت.


 

«کلاویس وینتر هاگر» عقیده دارد: « در زندگی شهری و شهرنشینی ، رفته رفته نقش ستارگان آسمان کم رنگتر می شود.در حالی که باید دوباره به آنها نظر بیفکنیم و با الهام از آنها ، نور مناسب شب را به شهرها هدیه کنیم.باید چراغها و آذین بندی را از تمدنها و فرهنگها بزداییم».


 

«لویس بورک هارد» نیز بر این موضوع تاکید دارد و می گوید : «باید از چراغانی شهرها اجتناب کنیم و از نوری ملایم بهره بگیریم».به عقیده او ، نور اندک هنگام گرگ و میش آسمان در کوچه ها و خیابانهای آلمان قدیم ، بهتر ، دلپذیرتر و زیباتر از وضع کنونی این خیابانها و کوچه هاست. وی در ادامه می گوید: «در آن زمان چشمها قادر بودند خود را با تاریکی و نور اندک تطبیق دهند و خیابانها تنها با استفاده از نور ستارگان و مهتاب و کم و بیش فانوسهای تعبیه شده در برخی قسمتها روشن می شدند».


 

اما آیا به راستی طرحی وجود دارد که بتوان با به کارگیری و اجرای آن ، با نور کم و حداقل ، دید خوب و بهینه داشت؟ و آیا امروز طراحی وجود دارد که فلسفه او بر نور کم و مقرون به صرفه پایه گذاری شده باشد؟


 

به قول «موتوکوایسهی» ما در دنیای امروز ، همواره توسط اشعه و امواج نوری نافذ ، بمباران می شویم.باید دوباره به نوری مناسب ، کم رنگ و لطیف دست یابیم.


 

 


 

منبعمورد استفاده : ماهنامه پژوهشی،آموزشی،اطلاع رسانی شهرداریها؛سال اول؛شماره 2؛تیر78؛ص 48 تا 50

/ 0 نظر / 71 بازدید