شهر و مفاهیم شهریشهر و مفاهیم شهری

ملاک‌های شناخت شهر از روستا:
   در 40 سال گذشته،در همه نواحی و کشورها، به سبب توسعه شتاب‌آلود شهری، مهاجرت‌های روتایی و حومه‌نشینی، بازنگری به مفاهیم جغرافیایی شناخت شهر از روستا را ضروری ساخته است. از این رو امروزه، در شناخت شهر از روستا، ملاک‌هایی از قبیل ابعاد اکولوژیکی،شرایط شغلی، خصیصه‌های اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی بیش از سایر ملاک‌ها، بدانسان که در زیر می‌آید، مورد تأیید قرار می‌گیرد:
  
   I)ابعاد اکولوژیک: در حوزه‌های روستایی، کاربری زمین، بیشتر بخش کشاورزی را شامل است. وسعت سکونتگاه‌ها محدود است، تراکم جمعیت بسیار پایین است، جامعه روستایی به انزوا‌گزینی خاصی پناه می‌برد و خود را از بقیه جامعه کنار می‌کشد.
   II)شرایط شغلی: اقتصاد حوزه‌های روستایی، بیشتر به فعالیت‌های بخش اول نظیر کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری وابسته می‌باشد.
   III)خصیصه‌های اجتماعی- فرهنگی: در جامعه روستایی، برخوردها، چهره به چهره می‌باشد. در جامعه روستایی، همه خانواده‌ها دارای ارزش‌های مشترک فرهنگی می‌باشند و این ارزش‌ها همواره پردوام می‌نماید. یادآور می‌شویم که ممکن است پاره‌ای از ارزش‌های سنتی روستاها در نتیجه نفوذ فرهنگ شهری، به تدریج تضعیف گردد.
  
   عده‌ای از محققین تا دو دهه قبل، در شناخت شهر از روستا، گاهی تا 40 مورد را بررسی می‌کردند که با گذشت که با گذشت زمان، امروزه این گونه تفاوت‌ها بسیار محدود شده است، زیرا بسیاری از حوزه‌های روستایی به ویژه در کشورهای در حال توسعه، چهره شهری به خود گرفته است. از میان محققین آن عده که به هویت جامعه‌شناسی جامعه بیش از سخت جغرافیایی آن اعتبار قائل می‌شوند در شناخت شهر از روستا، غالباً به سه بعد مهم تأکید دارند:
   1-گرایش به آزادی‌های مدنی
   2-گرایش به محدودیت اولاد
   3-گرایش به یکپارچگی اجتماعی

    در برابر نگرش‌های جامعه‌شناختی، عده‌ای از جغرافیدانان به طبقه‌بندی زمین بیش از سایر ملاکها اعتبار قائل می‌شوند و در شناخت شهر از روستا، به تبعیت از کلی‌نگری جغرافیا به چند ملاک توجه دارند که عبارتند از:
   کاربری زمین، شرایط محیطی، نوع شغل، میزان تراکم جمعیت، قشربندی‌های اجتماعی، نظام تعادل اجتماعی، میزان تجانس و عدم تجانس جمعیت.
   به طور کلی در زمینه شناخت شهر از روستا می‌توان به نتایج زیر دست یافت:
   I)در تعریف شهر با ملاک‌های اقتصادی، شهر مرکز کارکردهای آماده‌سازی کالا و خدمات محسوب می‌شود و حوزه‌های روستایی، تولید کننده مواد اولیه و خام به شمار می‌آیند. در این مسیر، کشورهایی شهرنشین خوانده می‌شوند که کمتر از نصف نیروی انسانی آن در بخش کشاورزی به کار گرفته شده باشند و در شهرها نیز تا 75 درصد نیروی کار در بخش‌های غیر کشاورزی فعالیت داشته‌ باشند.
   II)اگر شهر را تنها با ملاک‌های اداری بسنجیم و هر مرکز کوچک اداری را شهر بنامیم در آن صورت فعالیت‌های اقتصادی مردم به کنار گذاشته می‌شود.
   III)در شناخت شهر، ملاک‌های جمعیتی نمی‌تواند به طور یکسان عمل کند. بدینسان که هر کشوری با توجه به میزان جمعیت و وسعت کشور خود سطوح مختلفی از جمعیت را جهت تعیین شهر انتخاب می‌کند.
   در طبقه‌بندی سازمان ملل با ملاک‌های جمعیتی به مکان‌های شهری به شرح زیر برخورد می‌کنیم:
   1)شهر بزرگ؛ مکانی است که در آن 500000 نفر و یا بیشتر ساکن باشند.
   2)یک شهر؛ مکانی است که در آن 100000 نفر و یا بیشتر زندگی می‌کنند.
   3)یک مکان شهری؛ جایی است که 20000 نفر و یا بیشتر جمعیت داشته باشد.
   4)مکان روستایی؛ کمتر از 20000 نفر جمعیت دارد.
 

موقع مطلق و موقع نسبی شهرها:
   موقع مطلق یک شهر از محیط طبیعی آن تأثیر می‌پذیرد که ساخت زمین‌شناسی شهر، توپوگرافی آن، شیب زمین، سطح ایستابی آب و دیگر عوامل طبیعی از آن جمله است.
   ویژگیهای موقع مطلق شهر، در دوره‌های باستانی و ماقبل صنعتی، بیش از امروز در سرنوشت شهر و مردم آن مؤثر بوده است؛ زیرا در آن دوره‌ها موقع مطلق شهر، فراهم ساختن امکانات دفاعی، تأمین آب مشروب و تهیه مواد غذایی مصرفی شهر را بر عهده داشت.
   موقع نسبی یک شهر، نسبت به اوضاع مجاور آن (شهرها و سکونتگاهها) ارزیابی می‌شود. موقع مطلق و نسبی از نظر علل تولد شهر و ارتباط آن با دیگر شهرها در سیستم شهری بسیار مهم است.

    شناخت شهر بر پایه کارکرد اقتصادی:
   تعاریف مربوط به شهر، همواره کم و کاستی‌هایی در بر داشته است. از این رو به هنگام شناخت شهر و روستا، تأکید روی نوع کارکرد- نقش، ما را بیشتر به موازین منطقی این شناخت نزدیک می‌کند. بدینسان که شهرها به کارکردهایی مجهزند که روستاها فاقد آن هستند. در مطالعات جغرافیایی، ما با کارکرد‌های گوناگون سروکار داریم اما در موضوع مورد بحث ما، شناخت شهر از روستا، غالباً دو کارکرد بیشتر مورد توجه می‌باشد:
  
   الف- شهرها، کارکرد غیر کشاورزی دارند و ساخت داخلی شهرها را فعالیت‌ها و کارکرد‌های غیر کشاورزی شکل می‌دهد. در حالی که در سراسر جهان، سکونتگاه‌های روستایی همواره به عنوان یک منبع اصلی در تولیدات کشاورزی شناخته می‌شوند، یعنی کارکرد‌های کشاورزی دارند.
   ب- اغلب شهرها، بیش از تولید کالا به مبادله کالا و تولیدات می‌پردازند. یعنی فعالیت‌های غیر کشاورزی بر اقتصاد شهر تسلط دارد.
  
   با توجه به موارد بالا، در پاره‌ای از کشورها، به هنگام شناخت شهر از روستا، کارکرد‌های اقتصادی به همراه میزان جمعیت اساس کار قرار می‌گیرد. بدینسان، مکان‌هایی که 3/2 نیروی کار آن در فعالت‌های غیر کشاورزی به کار گرفته شده باشند مثلاً 75 درصد جمعیت فعال در فعالیت‌های غیر کشاورزی جذب شوند عنوان شهر به خود می‌گیرد.
   در طول تاریخ، همواره شناخت شهر با کارکرد آن از اعتبار سیاسی حکومتی برخوردار بوده است به ویژه که از ابتدای پیدایش شهرها، شهر با کارکردهای اداری- سیاسی و مذهبی شناخته می‌شد. شهرهای اداری سیاسی، کنترل ناحیه‌ای را که شهر در آن واقع شده بود در اختیار داشت.
   در دوره‌های تاریخ قدیم، سکونتگاه‌های شهری، دارای چند کارکرد به همراه نقش مذهبی بوده‌اند. نقش دفاعی فرهنگی نیز از کارکردهای عمده شهرهای مهم به شمار می‌آمد.
   والتر کریستالر، جغرافیدان آلمانی، نظریه معروف مکان مرکزی یا سلسله مراتب شهری را بر پایه میزان عرضه خدمات اقتصادی بنا نهاده است. معمولاً در جغرافیای شهری، مفهوم شهر را به عنوان مرکز عرضه خدمات به منطقه نفوذ خود، قانون مؤسسات، سازمان‌ها و نهادها می‌پذیرند که به وسیله آن، شبکه‌ای از وابستگی بر اساس کارکرد میان سکونتگاه‌های انسانی در سطوح ناحیه‌ای و ملی به وجود می‌آید. در نظریه مکان مرکزی یا سلسله مراتب شهری، منطقه نفوذ شهر بر اساس توان و ظرفیت اقتصادی- اجتماعی شهر سنجیده می‌شود و در این مسیر به خدمات اقتصادی ویژه خرده فروشی و عمده فروشی تجاری تأکید می‌گردد.
   در این اواخر عده ای از جغرافیدانان، شهر را نه تنها به عنوان مرکز فعالیت‌های اقتصادی می‌دانند بلکه آن را با کارکردهای هنری، فرهنگی و سیاسی هر جامعه نیز مطالعه می‌کنند. بدینسان که شهر در نقش مرکز اصلی خدمت‌رسانی به ناحیه خود مورد توجه قرار می‌گیرد.
   در دوره‌های اسلامی، به ویژه از دوره آل بویه به بعد، شهر را جایی می‌گفتند که دارای منبر باشد و نماز جمعه در آن بر پا شود و هر جا را که خلفا یا امیران می‌خواستند به شهر تبدیل کنند اجازه می‌دادند که در مسجد آن منبر بگذارند. بدینسان ملاحظه می‌شود که در دوره‌های اسلامی به ویژه تا حمله مغول، در شناخت و اعتبار‌یابی شهر از روستا به عامل مذهبی- فرهنگی بیشتر تأکید می‌شد.

مفهوم شهرنشینی:
   در جغرافیای شهری، از مفهوم شهرنشینی، تاکانون سه مورد زیر بیشتر مورد توجه بوده است:
   1-تفسیر جمعیت‌ شناختی؛ در تفسیر جمعیت شناختی، مفهوم شهرنشینی بررسی فرایندی است که در آن سهم تمرکز جمعیت یک کشور در حوزه‌های شهری افزایش می‌یابد و حوزه‌های روستایی و سکونتگاه‌های کم جمعیت به حوزه‌های شهری تبدیل می‌شوند.
   2-تفسیر ساختاری یا اقتصادی؛ فرایندی است که در آن، فعالین‌های کل جمعیت، به ویژه تغییرات به وجود آمده در ساخت اقتصادی به همراه صنعتی شدن، تحت تسلط سیستم اقتصادی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.
   3-تفسیر رفتاری؛ این مفهوم از شهرنشینی، بر اساس آگاهی مردم در طول زمان و الگوهای رفتاری آنها مطرح می‌شود و مردم بر اثر این آگاهی از سکونتگاه‌های غیر شهری کنه می‌شوند و در شهرها اقامت می‌کنند.
  
   از آنچه که از مفهوم شهرنشینی گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که شهرنشینی فرایندی است که در آن تغییراتی در سازمان اجتماعی سکونتگاه‌های انسانی به وجود می‌آید که حاصل افزایش، تمرکز و تراکم جمعیت می‌باشد. در واقع شهر نشینی فرایندی است که در آن، تغییرات اجتماعی، نوگرایی و تمرکز جمعیت صورت می‌گیرد.

    مفهوم شهرگرایی:
   شهرگرایی را می‌توان از شیوه زندگی ساکنین شهر تشخیص داد. میزان جمعیت، تراکم جمعیت و نا‌همگنی جمعیت در یک حوزه شهری، اثراتی در روابط میان افراد و افزایش شرایط تفکیک مردم به جا می‌گذارد که در نهایت به جدایی گزینی گروه‌های مردم در شهر می‌انجامد.
   می‌توان گفت که شهرگرایی، با تغیراتی در ارزش‌ها، رسوم اخلاقی، آداب و رسوم و رفتارهای جمعتی همراه می‌باشد. این مفهوم در شهرگرایی، در تحقیقات مربوط به روانشناسی اجتماعی مردم شهر، از اعتبار مهمی برخوردار است.
   با توجه به دو مفهوم جدا از هم، شهرنشینی و شهرگرایی، به این نتیجه می‌رسیم که کشوری ممکن است سهم بیشتری از شهرنشینی داشته باشد اما در سطح پاین شهرگرای قرار بگیرد. نمونه کامل این وضع در شهرهای بزرگ کشورهای در حال توسعه دیده می‌شود. بدینسان که بخش مهمی از جمعیت کشورهای در حال توسعه را غالباً مهاجرین روستایی و سکونتگاه‌های کم جمعیت تشکیل می‌دهند. اما با گذشت سالیان دراز ئ زندگی در شهرهای چند میلیونی، این مردم هنوز هم به سنتها و فرهنگ روستایی و بومی خود پای‌بند مانده‌اند.
   به طور کلی شهرگرایی در مفهوم وسیع آن، به همه خصیصه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شیوه زندگی شهری اطلاق می‌شود و بر خلاف شهرنشینی، شهرگرایی یک فرایند رشد شهری نمی‌باشد بلکه مرحله نهایی و نتیجه شهرنشینی محسوب می‌گردد.

/ 0 نظر / 101 بازدید